30 مهر، سالروز معرفي رئيس جمهور برگزيدهٌ مقاومت مريم رجوي, مـروري بـر‌يـك رويـارويـي پيـروزمنـد سـياسـي بـا رژيـم آخـونـدي

روز 30مهر1372، برادر مجاهد مسعود رجوي، مسئول شوراي ملي مقاومت ايران، خبر خجسته‌يي را اعلان كرد كه به‌سرعت در‌ميان مردم ايران در داخل و خارج كشور پيچيد: يك زن از سوي مقاومت ايران به‌عنوان رئيس‌جمهور دوران پس از سرنگوني رژيم و انتقال حاكميت به مردم ايران انتخاب شده‌است: مريم رجوي كه آن زمان به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدين خلق ايران و جانشين فرمانده كل ارتش آزاديبخش ملي مسئوليتهاي خطيري را در جنبش مقاومت برعهده داشت و به ويژه در راهگشايي براي رهايي زن ايراني و گسترش نقش و مشاركت زنان در مقاومت تحسين همگان را برانگيخته بود.

نفس اعلان اين خبر به‌مثابه يك ضربهٌ سنگين سياسي و استراتژيك، رژيم ارتجاعي و زن‌ستيز آخوندها را در گام اول شوكه كرد و ناظران سياسي نيز از واكنشهاي رژيم دريافتند كه اين اقدام تعادل قواي سياسي بين رژيم و همدستانش در يك‌سو و مجاهدين، شورا و ارتش آزاديبخش ملي ايران را در سوي ديگر به‌سود مقاومت دگرگون نموده است.واقعيت اين دگرگوني را بيش‌از هركس خود آخوندهاي حاكم، ابتدا با بهت و سكوت، سپس با واكنشهاي ديوانه‌وار و خشمگينانهٌ تروريستي و درنهايت با عقب‌نشينيهاي ابلهانه و خفت‌بارشان به‌نمايش گذاشتند.

از 30مهر تا 8آبان‌72، رژيم تلاش كرد در‌برابر آن سكوت كند. اما روز شنبه 8آبان، شوراي عالي امنيت رژيم به‌رياست رفسنجاني جلسهٌ فوق‌العاده‌ تشكيل داد تا براي واكنش نشان دادن در‌مقابل حضور رئيس‌جمهور مقاومت در فرانسه، تصميم‌گيري كند. همان‌شب، سفير فرانسه در تهران را به وزارت خارجه احضار كردند و «مراتب اعتراض و شگفت‌زدگي خود را از ورود مريم رجوي به اطلاع وي رساندند» (رويتر، 9نوامبر93). بالاخره در روز 11آبان72 بغض رژيم تركيد و آخوندها در نخستين گزارش به‌اصطلاح حساب‌شدهٌ خبرگزاري رسمي خود داستان احمقانه و خنده‌داري سرهم كردند كه عبارت بود از: خروج جمعي مجاهدين از عراق و به‌بن‌بست رسيدن ارتش آزاديبخش! و ادعا كردند كه رهبر مقاومت و مسئولان مجاهدين و… همگي قصد خروج از عراق را داشته‌اند، اما «اجازه» نيافته‌اند و فقط مريم رجوي توانسته است «به‌طور محرمانه» خارج شود و به‌پاريس برسد و «اين گروهك با ترك پايگاههاي خود در عراق به آخر خط حيات خود رسيده است». آخوندها به‌اين بسنده نكردند و طبق معمول دربارهٌ «اختلافات دروني» و «انشعاب» در مجاهدين و… به‌روضه‌خواني پرداختند، اما در بارهٌ اصل موضوع سكوت كردند.

خبرگزاري رژيم آخوندي 3روز بعد از اين گزارش، با فراموشكاري عجيبي، در گزارش ديگري كه طي آن نه‌تنها از ترك پايگاههاي مجاهدين در عراق و به «آخر خط رسيدن اين گروهك» خبري نبود، تصريح كرد كه «مجاهدين خلق حملات هماهنگي را عليه مناطق مرزي ايران، از دو‌ماه قبل در يك نشست به رياست مريم رجوي برنامه‌ريزي كرده‌اند» و «مريم رجوي كه اخيراً توسط مجاهدين خلق به عنوان رئيس‌جمهور ايران انتخاب شده قول داده كه تهران را فتح كند».

اما در داخل كشور آخوندها موج تبليغاتي سراسري وسيعي عليه مجاهدين به‌راه انداختند، كار به‌جايي رسيد كه باندهاي دروني رژيم بر‌سر اين حجم از تبليغات ديوانه‌وار به‌يكديگر اعتراض مي‌كردند. ازجمله خط‌اماميها كه عادت دارند با سيلي صورتشان را سرخ نگهدارند، مدعي شدند كه «چرا اين‌قدر ناراحت شديم… در كجاي تاريخ چنين عكس‌العملهايي» ديده‌ايد؟! (سلام،29آبان72)، اما واقعيت سنگيني ضربه چنان بود كه به‌رغم اين ژستها فرداي آن روز نوشتند «يك ستون براي درددل ما در رابطه با پناه‌دادن منافقين به‌فرانسه اختصاص بدهيد» (سلام، 03آبان72).

در گرماگرم اين تهديد و شانتاژها، روزنامهٌ انگليسي‌زبان كيهان بين‌المللي رژيم نوشت:‌ «گفته مي‌شود فرانسويها انسانهاي متمدني هستند و اين در مورد سياستمداران عاقل و دورانديش آنها نيز صحت دارد. حالا جالب است كه ببينيم رهبران صلحدوست در كاخ اليزه چطور مؤدبانه از پس اين اوضاع برمي‌آيند». اما اين تملق‌گويي نيز بي‌ثمر ماند و چند روز بعد آخوندها ماهيت خود را با حملهٌ تروريستي به‌سفارت فرانسه و دفتر هواپيمايي ايرفرانس در تهران آشكار كردند و در برابر انظار عمومي و رسانه‌هاي خبري جهان رسوا شدند و ناظران خبري و سياسي تأكيد كردند‌ «شكي نيست كه حملات تروريستي به سفارت فرانسه و دفتر ايرفرانس در تهران، توسط دولت ايران هدايت مي‌شود» و «رژيم ايران اساساً‌با چنين شيوه‌هايي كارش را پيش مي‌برد» و… تازه تاكتيك استفاده از نام امت حزب‌الله هم بيش از 48ساعت نپاييد. روز پنجشنبه‌20آبان وزارت اطلاعات رژيم اعلام كرد كه مجاهدين در حملهٌ تروريستي به سفارت فرانسه و دفتر ايرفرانس در تهران دخالت داشته‌اند و يك‌عضو دستگيرشدهٌ مجاهدين به اين مطلب اعتراف كرده است!!

سپس رژيم شكست‌خوردهٌ آخوندها، توسط عواملش در شب 8آذرماه سال72، دست به‌حملهٌ زميني به‌قرارگاه اشرف زد. ازچندين گلوله خمپاره‌يي كه پاسداران به‌سوي اين قرارگاه شليك كردند، بيشترش به محدودهٌ قرارگاه نرسيد و بقيه نيز هيچ تلفاتي به‌جا نگذاشت. اما مفهومش شكستي ديگر و اعترافي زبونانه بود به‌حضور پراقتدار قهرمانان مجاهد خلق در قرارگاههايي كه رژيم مدعي شده بود، مجاهدين رهايشان كرده‌اند و از آن جاها به اروپا رفته‌اند!!

سرانجام درپي همهٌ اين تلاشهاي نافرجام، رژيم آخوندها از موضعي ضعيف به‌طور رسمي تضمين داد كه ‌«ديگر هيچ تهديدي عليه منافع فرانسوي در ايران وجود ندارد» و معاون وزارت خارجهٌ رژيم، روز دوشنبه 15‌آذر در مصاحبه با تهران‌تايمز ـ‌روزنامهٌ انگليسي‌زبان رژيم‌ـ اعلام كرد:‌«ايران قصد فشار گذاشتن بر فرانسه براي اخراج خانم مريم رجوي را ندارد». واعظي مسئول امور اروپايي در وزارت خارجــه افـزود: «موضوع فشار در ميان نيست» (خبرگزاري فرانسه، 15آذر1372).

بدين ترتيب آخوندها آشكارا جازدند و با صداي بلند، آن‌هم به زبان انگليسي، جار زدند كه: غلط كرديم!

سرآغاز يك تعرض

سياسي ـ استراتژيك

اين سرآغاز پيروزمند طليعهٌ سلسله‌يي از پيروزهاي بعدي مقاومت بود كه تحولات را شتاب بخشيد. رژيم در برابر تعرض سياسي‌ـ استراتژيك مقاومت قافيه را باخته بود و ابتكار عمل در دست مقاومت بود. انتخاب رئيس‌جمهور دوران انتقال و اعلان آن در 30مهر72 بيش از هرزمينه‌يي از لحاظ نقشي كه اين اقدام در برهم‌زدن تعادل دروني رژيم و كشاندن آن به مرحلهٌ پاياني ايفا كرده قابل بررسي است. اين كاركرد طبعاً با گذشت زمان به‌ثمر نشسته و اكنون باندهاي گوناگون آخوندي، آشكارا اعتراف مي‌كنند كه بحران دروني و سومين شقهٌ بالايي رژيم و چاره‌جوييهاي استحاله‌طلبانه‌ در اثر هراس از سرنگوني و براي يافتن راه نجاتي در برابر آلترناتيو انقلابي و دموكراتيك شوراي ملي مقاومت و رئيس جمهور برگزيدهٌ آن است.

اين حقيقت را آخوندها بيش و پيش از هركس در واكنشهايي كه به آن نشان دادند بارز نمودند و پيام اين واكنشها را ناظران نيز به‌خوبي دريافتند و از روي آن به واقعيت آن چه در درون جامعهٌ ايران مي گذرد راه بردند، ازجمله 4ماه‌و‌نيم پس‌از اعلان انتخاب رئيس‌جمهور مريم رجوي، هفته‌نامهٌ دفاعي جينز‌ نوشت: «در مقر ملل متحد در نيويورك نگرانيهايي وجود دارد كه نشان مي‌دهد رژيم ايران ديگر برخلاف آن‌چه تصور مي‌شد، ثباتي ندارد… هرچند رژيم ايران در بيانات رسمي خود اعترافي نمي‌كند، ولي اين نگراني فزاينده وجود دارد كه شوراي ملي مقاومت ضد‌رژيم با رئيس‌جمهوري و پارلمان در تبعيدش در‌حال افزايش حمايت خود در داخل كشور مي‌باشد»(14اسفند72).

رژيم آخوندي كه تعادل درونيش را در سالهاي پس‌از زهر آتش‌بس و مرگ خميني با همكاري «زوج متضاد اما جدايي‌ناپذير» رفسنجاني و خامنه‌اي (و سود بردن كلان از بحران منطقه و جنگ كويت و بهره‌وري از كمكهاي خارجي) حفظ كرده بود، پس‌از شكست مانور رفسنجاني در انتخابات رياست جمهوري مرداد72 كه با تحريم بي‌سابقهٌ مردمي مواجه شد، چاره‌يي نداشت جز آن كه دربرابر فشارهاي بيروني و دروني بسته‌تر و منقبض‌تر شود و در چنين شرايطي، تمامي مسأله براي رژيم در اين خلاصه مي‌شد كه از شقهٌ دروني برسر جريان استحاله‌طلبانه‌يي كه 8‌سال پيش ـ‌با شكستن شاخ جنگي ولايت‌فقيه و بعد هم مرگ خميني‌ـ به درون رژيم راه يافته بود، اجتناب كند.

رژيم در چنين وضعيتي بود كه اعلان انتخاب رئيس جمهور مريم رجوي به‌عنوان كارآمدترين سلاح استراتژيك فشار خردكننده‌يي را از «پايين» (جامعه) متوجه «بالا»ي رژيم كرد و در صحنهٌ سياسي آن را با ضربات پتك‌آسا و گيج‌كننده زير‌ضرب گرفت. هنوز چند‌ماه از اعلان انتخاب رئيس‌جمهور مقاومت نگذشته بود كه «تفرقه در سلسله مراتب سياسي رژيم چنان بالا گرفت كه برخي گزارشها دربارهٌ آن به هيأتهاي كنفرانس اسلامي در مقر ملل متحد رسيدند» (جينز‌ديفنس، 14اسفند‌72). بسياري از رسانه‌ها و ناظران نوشتند كه انتخاب مريم رجوي به‌عنوان رئيس‌جمهور آيندهٌ ايران «براي ديكتاتوري حاكم‌بر تهران به يك كابوس» تبديل شده و با تصريح بر اين كه «ستارهٌ رفسنجاني سقوط كرده و خامنه‌اي فاقد نفوذ معنوي براي مرشدي و رهبري است»، از رئيس‌جمهور مقاومت به‌عنوان «يك مظهر روشنايي و نور» و «سيماي چشمگير» زني كه «در سراسر ايران به‌او اميد بسته‌اند» ياد‌كردند.

حكومت آخوندي در‌برابر امواج اين فشار خردكننده تاب تحمل نياورد و در شرايطي كه براي انقباض و يك‌سره‌شدن خيز برداشته بود، در‌ميان شگفتي و ناباوري اكثريت قريب به‌اتفاق ناظران، جام زهر سه‌سرگي را سركشيد و به‌بزرگترين شقه و گسستگي در رأس حاكميت تن داد. نقش مقاومت و فشارهاي ناشي از كاركرد سلاح استراتژيك آن در تحميل اين گسستگي بر حكومت آخوندي و ورود آن به‌مرحلهٌ پاياني (سرنگوني)، تعيين كننده بود. موازنه‌هاي خفت‌بار رژيم با مقاومت، از قبيل تأكيدات آخوند خاتمي بر جلب زنان و جوانان يا دم‌زدن او از جامعهٌ‌مدني و حقوق شهروندي (به‌صورت مسخ‌شده، بدلي و دجالگرانه)، از يك فشار اجتماعي و سياسي درهم‌كوبنده حكايت مي‌كند، هم‌چنان‌كه دلايل باند خاتمي براي توجيه نقش خود در حفظ رژيم، بر محور مقابله با خطر جايگزيني آلترناتيو دموكراتيك ـ انقلابي دور مي‌زند.

مصوبهٌ شوراي ملي مقاومت ايران

مادهٌ 7اصلاحي

«مقام رياست‌جمهوري دموكراتيك اسلامي ايران، بر عهدهٌ خانم مريم رجوي خواهد بود:

1 ـ تعيين زمان مناسب اعلام اين مصوبه، برعهدهٌ مسئول شوراست.

2 ـ به‌محض تصدّي رياست‌جمهوري در ايران، خانم مريم رجوي از كليهٌ مسئوليتهاي سازماني خود استعفا خواهد كرد.

3 ـ دورهٌ رياست‌جمهوري ايشان، پس از تصويب قانون اساسي جمهوري جديد در مجلس مؤسسان و قانونگذاري ملي و انتخاب رئيس‌جمهوري جديد ايران پايان مي‌يابد».

6شهريور1372

يهودي منوهين : من با دل و جان از رهبري شما و مبارزه‌تان حمايت مي‌كنم

در جريان اقامت رئيس جمهور مريم رجوي در فرانسه، لرد يهودي منوهين، پدر موسيقي معاصر و انساندوست بزرگ در اور‌سور‌اواز با‌ايشان ديدار كرد. در جريان ديدار رئيس جمهور برگزيدهٌ مقاومت از انگلستان نيز، يهودي منوهين از ايشان براي شركت در كنسرتي كه برگزار مي‌‌كرد، دعوت نمود.

منوهين در يكي از نامه‌هايش خطاب به رئيس‌جمهور، مريم رجوي ازجمله نوشته بود: «من با دل و جان از رهبري شما و مبارزه‌تان حمايت مي‌كنم، چنان‌كه بر هنرمندي است كه با سران و نظامهايي كه موسيقي و آواز يك ملت را در هر كجاي جهان سركوب مي‌كنند، مخالفت كند، به‌ويژه كه اين امر در غرب و پايتخت كشوري با فرهنگ غني اسلامي يعني در تهران روي مي‌دهد. زائد به‌نظر مي‌رسد مراتب سپاسگزاري عميق خود را بابت تابلو نقاشي فوق‌العاده زيباي فارسي كه با بزرگ‌منشي به من هديه كرديد تقديم كنم. اما براي من اين يك اثر پرستيدني است كه مرا به گذشته‌ها و ريشه‌هاي خودم بازمي‌گرداند».

روز 7تير74 خانم لوسي ابراك، برجسته‌ترين چهرهٌ زن در جنبش مقاومت فرانسه، با رئيس‌جمهور برگزيدهٌ مقاومت، ملاقات كرد .

خانم ابراك از بنيانگذاران جنبش مقاومت فرانسه در زمان اشغال نازيها و اولين زني است كه بعد‌از آزادي فرانسه به‌عضويت پارلمان در فرانسه درآمد. وي بعد‌از آزادي فرانسه، از پيشگامان مبارزه براي احقاق حقوق زنان و يكي از 6زني است كه عالي‌ترين مدال مقاومت به آنها اهدا شده است. خانم ابراك در ملاقات با رئيس‌جمهور برگزيدهٌ مقاومت ايران گفت: من خيلي تحت‌تأثير قرار گرفته‌ام. شما مبارزه را در داخل كشورتان به‌پيش برديد، يك ارتش را ساختيد، ما هيچ‌وقت چنين زني را نداشتيم. شما الان در رأس مسئوليت سياسي كشورتان قرار گرفته‌ايد و اين باعث افتخار من است كه با شما ديدار مي‌كنم و مطمئنم كه پيروز خواهيد شد.

روز چهارشنبه 26مرداد73، خانم مرضيه، هنرمند بزرگ ميهنمان، كه چند‌هفته پيش‌از آن ايران را ترك كرده بود، ‌با رئيس‌جمهور مريم رجوي در اقامتگاه ايشان در اورسوراواز ديدار كرد .

رئيس‌جمهور مريم رجوي با ابراز خوشوقتي بسيار از اين‌كه «بانوي بزرگ آواز و موسيقي ايراني» را در كنار مقاومت مي‌بيند، گفت: شما گوهر بي‌همتا يا بهتر بگويم گنجينه‌يي سرشار از زيباييها و ارزشهاي هنر ميهن ما هستيد كه طي چند دههٌ اخير با صداي زيبايتان نوازشگر جان و روح دهها‌ميليون ايراني بوده‌ايد… بسيار خوشحالم كه اكنون، پس‌از 15سال تحمل رنج و تلخي در حاكميت استبداد مخوف مذهبي، شما را به سلامت و با سرزندگي هميشگيتان در خانوادهٌ مقاومت و در كنار آگاه‌ترين و فداكارترين فرزندان ايران‌زمين يعني رزمندگان و فعالان پاكباز مقاومت ايران مي‌بينم.

خانم مرضيه با ابراز امتنان از سخنان ايشان گفت بسيار خوشحالم كه در كنار شما هستم. خيليها آرزوي ديدار شما را دارند و اين آرزوي همهٌ ايرانيان است. در صحنه‌هاي همين جشن همبستگي اخير ديدم كه مردم سراپاي وجودشان مالامال از عشق شماست.

در آخرين روزهاي تيرماه1373، تظاهرات روز همبستگي ملي و حمايت از رئيس‌جمهور برگزيدهٌ مقاومت در چندين كشور اروپا و آمريكا و كانادا با شركت بيش‌از 50هزار ايراني برگزارشد و هموطنان با شور بسيار، حمايت گستردهٌ عموم ايرانيان مقيم خارج كشور از رئيس‌جمهور برگزيدهٌ اين مقاومت را به‌نمايش گذاشتند.

مراسم شب بزرگ همبستگي كه در شامگاه روز 30تير73 با حضور جمعي از سرشناس‌ترين هنرمندان ميهنمان در سالن پاله‌دكنگرهٌ پاريس برگزار شد، با ورود غيرمترقبهٌ رئيس‌جمهور مريم رجوي دگرگون شد. ساعتي پس‌از آغاز برنامه، به‌ناگهان احساسات پرشور هزاران هموطن، سالن را به‌لرزه درآورد. رئيس‌جمهور برگزيدهٌ مقاومت طي سخنان كوتاهي در اين مراسم گفت: «ابراز احساسات همهٌ شما كه مطمئنم مربوط به فرد يا گروه خاصي نيست و معتقدم از عميق‌ترين عواطف شما به آرمانهاي مقدستان، يعني استقلال و آزادي ايران و ايرانيان سرچشمه مي‌گيرد». وي ضمن تجليل ويژه‌يي از هنرمندان و پيوندشان با مقاومت، از شكوه و غناي فرهنگ و هنر ايران‌زمين و از لگدمال شدنشان در رژيم آخوندها سخن گفت و آرزو كرد كه «فرهنگ و هنر واقعي ما روح اميد و زندگي، نور و روشنايي،‌ سرسبزي و آباداني را در سراسر ايران و در دل هر‌ايراني روشن و شعله‌ور كند و شعلهٌ‌اميد براي زندگي بهتر و فرداي روشن را در ايران، اين زيباترين وطن، هرچه فروزان‌تر كند».

روز 26خرداد1374 اجتماع عظيم هموطنان ايراني مقيم آلمان، براي بزرگداشت چهاردهمين سالگرد سي‌خرداد، در سالن بزرگ وستفالن در شهر دورتموند آلمان برگزار شد .

در اين اجتماع بزرگ، وقتي هموطنان حاضر در سالن تصوير رئيس‌جمهورشان را كه از طريق ماهواره به شكل زنده مخابره مي‌شد، ديدند. شادي و هيجان در فريادها به‌هم‌ مي‌آميخت و احساسات 15هزار هموطني را كه تا لحظاتي پيش، به‌خاطر ممانعت از سفر رئيس‌جمهور برگزيدهٌ مقاومت به آلمان، به‌شدت خشمگين بودند، بارز مي‌كرد. از ميان انبوه صداها، شعار مريم مهرتابان، رئيس‌جمهور ايران، از همه برجسته‌تر بود. هموطنان با تمام وجودشان اين شعار را تكرار مي‌كردند. رئيس جمهور مريم رجوي در قسمتي از سخنان خود كه از طريق ماهواره به شكل زنده مخابره مي‌شد، گفت: «من امروز مي‌خواهم بر اين حقيقت تأكيد كنم كه ما بيش از هميشه به آزادي نزديكيم، زيرا جنبش مقاومت ما، يعني سرمايهٌ عزت ميهن ما، شايستگي ملت سرفراز ما را براي آزادي بيش از هميشه و درخشان‌تر از هميشه ثابت كرده است. امروز آزادي براي ما رؤيايي دست‌نيافتني نيست، زيرا كه ديو استبداد مذهبي و سياسي را به محاصره درآورده‌ايم. به‌نظر من آزادي، فرداي روشني است كه آن را در پيش‌رو داريم. من در طلوع اين فردا هيچ ترديدي ندارم. چرا كه من خورشيد آزادي را در مقاومت اين نسل ديده‌ام. مقاومتي كه با 100هزا جاودانه‌فروغ آزادي، دامن محبت مردم و ميهن محبوبش را به‌خون رنگين كرده و به‌حق پيشتاز و پيشواي آزادي در دوران ما شده است…»

روز جمعه اول‌تيرماه75 سالن عظيم ارلزكرت لندن شاهد بزرگترين اجتماع ايرانيان خارج كشور بود . ايرانيان از سراسر انگلستان و حتي از ساير كشورهاي اروپايي در اين سالن جمع شده بودند تا به سخنان رئيس‌‌جمهور برگزيدهٌ‌مقاومت ايران، گوش كنند. اين گردهمايي مورد توجه بسياري از رسانه‌هاي جهان قرار گرفت. رويتر در گزارشي از اين مراسم نوشت: مريم رجوي، رهبر مخالف حاكمان مسلمان ايران، روز جمعه از جامعهٌ بين‌المللي خواست كه در‌برابر صدور بنيادگرايي و تروريسم، سياست قاطع‌تري در‌پيش گيرند. رجوي، كه توسط مقاومت ايران به‌عنوان رئيس‌جمهور برگزيدهٌ ناميده شده است، در يك گردهمايي و كنسرت در لندن كه در برگيرندهٌ حدود 25هزار شركت‌كننده بود، در دفاع از زنان و روشنفكران سركوب‌شده سخن گفت.

خبرگزاري آلمان نوشت: در گردهمايي حدود 25هزار نفر در يك جشنوارهٌ هنري براي اعتراض به بنيادگرايي رژيم آخوندهاي تهران، مريم رجوي، رهبر اپوزيسيون در تبعيد ايران، در يك سخنراني تند، حكومت مذهبي ايران را به غيرانساني بودن، سوءاستفاده از اسلام و دشمني با زنان متهم كرد. رجوي، كه سخنرانيش، لحظه‌به‌لحظه با موج دست‌زدنهاي شركت‌كنندگان قطع مي‌شد، خواهان تساوي حقوق زنان و مردان گرديد. وي زنان را براي تشكيل يك جبههٌ متحد ضدبنيادگرايي فراخواند»

سخنراني در جمع زنان روشنفكر از كشورهاي مختلف

در روزهاي 13 و 14اسفندماه74، گروهي از زنان روشنفكر از كشورهاي مختلف جهان در محل اقامت رئيس‌جمهور برگزيدهٌ مقاومت به‌سخنان خانم رجوي پيرامون «زن، بنيادگرايي و اسلام» گوش فرادادند. اين زنان كه در‌ميان آنها شخصيتهاي سياسي و فرهنگي از كشورهاي اروپايي، آفريقايي و عربي ديده‌ مي‌شدند، براي شركت در جلسه‌يي به‌مناسبت روز جهان زن (8مارس96)، به پاريس آمده بودند. خانم رجوي طي يك سخنراني مفصل، افكار بنيادگرايانه، ارتجاعي و عقب‌ماندهٌ آخوندهاي حاكم بر ايران نسبت به زن را كه در قالب يك ديكتاتوري مذهبي و تروريستي ظاهر شده است، براي حاضران تشريح كرد و آن‌را ضد‌اسلام دانست و به توضيح نظرگاههاي اسلام پرداخت و از جمله گفت: «…اگرچه ستم جنسي وجه مشترك انديشهٌ همهٌ مرتجعان است، اما در اين ميان بنيادگرايان وضع ويژه‌يي دارند. آنها از ستم جنسي نيرو و انگيزه مي‌گيرند و موجوديتشان به‌ آن وابسته است. آن‌چه ستم آنها را سنگين مي‌كند، آن است كه شلاق زدن به‌جسم، با يك ستم فرهنگي با سوءاستفاده از نام اسلام همراه است. اما به‌نظر من ‌ـ‌كه اكنون، به‌عمد، ترجيح مي‌دهم جدا از مسئوليت رسمي‌ام در مقاومت ايران، فقط به‌عنوان يك زن مسلمان بحث كنم‌ـ‌ انديشهٌ بنيادگرا به‌وضوح ضد انديشهٌ اسلامي است…» رئيس‌جمهور مريم رجوي هم چنين به‌تشريح تجربيات با ارزش 17سالهٌ مقاومت زنان ايراني پرداخت.

برگشت به صفحه قبل
 
 
صفحه اولمريم نماد روشنيفعاليتهاانتشاراتسخنرانيپياممصاحبهديدارانعكاساتاطلاعيه هاديدگاه هامريم از نگاه ديگرانزنان مقاومت ايران
Copyright © 2005 - Maryam Rajavi - All rights reserved