مريم رجوي مظهرعشق و زيبايي و اميد به فردايي روشن است
سي و سه سال پيش با نام و سيمايش آشنا شدم. درگذر از سالهايي پر تحول ، پر التهاب. از پشت ميله هاي زندان قصردر سالهاي اول دهه 50 تاروزهاي پرحادثه ستادهاي علوي و انزلي و از راهپيمايي مادران و آستانه 30خرداد 60 تا سالهاي سرنوشت ساز دهه 60 ، 70 و 80..
ولي او كه سپيده دم دوران خود بود، چنان برزمان ومكان پيشي ميگرفت كه از تصويرش فرو ميماندم. همواره آرزو داشتم به توصيف لحظاتي بپردازم كه پرتوي از واقعيت او را بازگو كند. ولي چه بلند پروازي بيهوده اي!!. تنها در دوران اخير وقتي با انبوه گفته ها و نوشتههاي شخصيتهاي گوناگون دنياي معاصر درباره او آشنا شدم، دريچه اميدي به رويم باز شد. پس مي توان با آنها به ساحل اين دريا گذر كرد،. ميتوان از نگاه آنها و همراه با آنها جرعه هايي از اين بحر برگرفت و پرتوي از لحظه هاي او را به تصوير كشيد.
اولين جمله اي كه معمولا مخاطبين او – جدا از مليت و جنسيتشان – به زبان مي آورند، كاملا قابل پيش بيني است. توصيفي است درباره جذبه هاي شخصيت او:
طي 30سالي كه من يك خبرنگار امور خارجي بودهام با رهبران خارقالعادهٌ بسياري مصاحبه كردهام، اما معتقدم كه بالاخره رهبري را كه به خيرهكنندهترين نحو خارقالعاده است يافتهام؛ مريم رجوي-جرجي انگاير، نويسنده وستوننويس شهيرآمريكايي-واشينگتنتايمز»
آبه پير روحاني نامدار و محبوبترين شخصيت فرانسوي پس از ديدارش با مريم از هالهيي از احترام عميق كه مريم را احاطه كرده صحبت به ميان ميآورد
خانم نينا كارين مانسون فيلسوف و نويسنده شهير نروژي مي نويسد: «مريم رجوي ميتواند با رهبراني چون آبراهام لينكلن، مهاتما گاندي و نلسون ماندلا مقايسه شود. او با اسلام همان كاري را ميكند كه لوتر با كليساي كاتوليك كرد. هدف او تحقق آرمان يگانگي است. مريم رجوي ميتواند تاريخ را تغيير دهد.
بسياري از ديدار كنندگان درباره ”كاريسماي مريم رجوي” نكته ها گفته و نوشته اند. ولي براستي كليد گشايش اين راز چيست؟ شايد اين جمله كوتاه بتواند همه مسأله را بازگو كند:”مريم هميشه همان است كه هست” ، به شكل خلوت خود هست و هيچ سد و مانعي ميان او و ديگران حائل نميشود. آميزهيي از صلابت و زيبايي در حماسهيي از صدق و صفاي انساني.
رئيسجمهور مريم رجوي، زني پرانرژي، والا، دوستداشتني و شجاع است. وقتي كه با او صحبت ميكنيد خلوص و پاكي از چهرهاش ميبارد. او ميتواند به ما درسهاي بسياري بدهد- گابريلا پيستونه،نمايندهٌ پارلمان ايتاليا».
عشق و محبت و احترام به نظرات ديگران درتمامي رفتارش موج مي زند و تبسم درهيچ شرايطي از چهره اش پاك نمي شود.« عطوفت خيرهكننده، درخشش و شخصيت تاريخي او بيانگر زني است بهطور كامل متفاوت با زنهاي معمولي. عمل وي ميتواند دلسوزي، مهر و خوبي را تبديل به واقعيت سياسي كند. روزنامه آفتن پستن».
مصاحبت با او هيجان انگيز و الهام بخش است. «او به نوعي يك شخصيت پرجذبهٌ گروهي دارد. مريم رجوي بسيار لبخند ميزند، درحاليكه شرايط وي بسياري ديگر را از اين امر ناتوان ميسازد. او به شيوهيي بسيار نادر تصويري از زني قدرتمند را بهدست ميدهد.او حين صحبتش از قدرتي مسحوركننده برخوردار است-كيت ميور، خبرنگار مجلهٌ تايمز».
روحيه سرشار از شاديش، درحالي كه كوهي از رنجها، خطرات و دشواريهاي سهمگين مقاومت بردوشش سنگيني مي كند، آن چنان است كه گويي از چشمه اي لايزال سيراب مي شود؛ چشمه اي كه درمقابل هر ناملايم و هرعنصر غير مترقبهيي بيشتر و بيشتر مي تراود و تازه به تازه فوران مي كند.
دريايي از اميد و خوش بيني نسبت به زندگي و آينده است ، تا آنجا كه گاه مخاطبين خود را به شگفتي وا مي دارد و حتي براي لحظاتي ممكن است او را رهبري بيش از اندازه خوشبين تلقي كنند.
آنه لند مشاور UNاز دانمارك مي گويد («مريم رجوي مظهرعشق و زيبايي و اميد به فردايي روشن است»
داگمار ليل از حزب سوسيال دموكرات آلمان او را ”قاصد اميد” براي يك ايران جديد و آزادشده تلقي ميكند
ميلي في، نماينده پارلمان كانادا از او به عنوان «پيام ااميد» نام ميبرد.. اما اين فقط نظرگاه شخصيتهاي سياسي ، اجتماعي و پارلماني نيست، حتي دانشجويان دختر و پسر دانشگاه كلرادوي آمريكا هم ميگويند : فعاليتهاي مريم رجوي به ما اميد داده است. و” روح مقاومت ايران بينش، قلب و ضمير ما را ارتقا داده است”
سپس شانون وبراز يكي از همين دانشجويان دراوج احساس اضافه ميكند :« ما انسانهايي چنين سرشار از زندگي، قوي، شجاع و دلير و زيبا نديده بوديم. اين مقاومت دنيا را تكان ميدهد».
مريم آن كه هرگز و هيچگاه رنگي از افسردگي يا بي حوصلگي در رفتارش ديده نشده است. گويي ابري نيست كه بر تابش آفتابش سايه بيندازد. اميد، اعتماد ، گشايش و جسارت هديه ايست كه در هر مصاحبت به اطرافيانش تقديم مي كند و خود براي چيدن يك خوشه بشارت با چندين سبد به پيشواز آنها مي رود.
« صدايش صداي آينده و انقلابش پيروز است. اوج آرزوهاي ما در وجود مريم رجوي تجسم ميبابد. من معتقدم كه به ياري او ما بهزودي به پيروزي ميرسيم. اين انقلاب به زودي پيروز خواهد شد و تاريخ را دگرگون خواهد ساخت- فوزيه مهران، نويسنده و نمايشنامهنويس شهير مصري- 1996».
او به شكلي باور نكردني عاشق ”تغيير” است و ايمانش به تغيير انسانها خدشه و شكاف برنمي دارد. آنه لند از دانمارك مي گويد: « او درپي يك راه و استراتژي براي جامعهيي بهتراست. زني كه مي گويد زمان تغييرفرارسيده است و جهت حركت براي رسيدن به دنيايي بهتر و زيبائيهاي دموكراسي را به شما نشان مي دهد ».
آري او زندگيش را وقف تغيير ديگران كرده است. اطرافيانش را هميشه با تغييراتشان مي نگرد، نه فقط تغييرات گذشته، بلكه تغييرات همين امروز، همين فردا و پس فردا و ماهها و سالهاي ديگر.او انسانها را در آئينه آنچه ميتوانند باشند مينگرد، به همين جهت در نگاهش اميد به فردايي روشن موج ميزند و اين هديه زيبايي است كه او درهرنگاه به اطرافيان خود هديه ميكند. اين كاري شگفت انگيز است كه فقط از عهده او برمي آيد. ايمان خلل ناپذيرش به تغيير، به او چنين قدرت و ظرفيتي براي مشاهده قوتها و برجسته نكردن ضعفها و چشم پوشي از خطاهاي افراد، داده است. شايد شدت عشق و ايمانش به تغيير انسان است كه او را از چنين ويژگي خارق العاده اي براي نو ديدن اطرافيانش برخوردار مي كند. شايد هم از همين دريچه است كه او درهمان اولين ديدار قدم به ميان قلبهاي ديگران مي گذارد.
و بقول روزنامه آلماني ديولت؛ اين چهره كاريسماتيك را به يك ستاره كيفي و استاد هنر تأثيرگذاري روي مردم تبديل ميكند.
او كه چنين ايماني به تغيير دارد، خود هرروز آماده است تا به درك و شناختي متفاوت از روز قبل دست يابد و دانسته هاي خود را كامل و كاملتر كند. سرعت و قدرت انطباقش تا آنجاست كه گاه حتي در فاصله يك روز و پس از شنيدن يا خواندن يك تجربه جديد به نوسازي روشهاي خود مي پردازد و از كادرها و اطرافيانش نيز همين انتظار را دارد، چيزي كه البته با فاصلهيي زياد درقياس با خودش به جريان مي افتد. او از آنها مي خواهد كه آخرين دستاوردهاي علم، تكنولوژي و فلسفه را درپيشبرد امور مقاومت بكار گيرند. برخورد او با پراتيك روزمره زندگي برخوردي باز و گشوده همراه با ايمان به افقهاي جديد تجربه و انديشه است. برغم اين كه غالب افراد، درمواجهه با تغييرات و جابجائيهاي غير مترقبه دركار و محيط زندگي خود، ابتدا گارد مي گيرند و در برابر آن مقاومت مي كنند، او از پيشامدهاي تازه استقبال مي كند و همواره درآنها خير و گشايش مييابد. او هرگز و درهيچ شرايطي به كلام گناه آلود ”بن بست” و ”تضاد بي پاسخ” اعتقاد ندارد. حتي اگر همه اطرافيانش هم چنين چيزي را به او القا كنند. توصيه اش به آنها نوسازي راه كارها و روشهايشان براي دست يابي به پاسخ است. شايد اين درجه از نو انگاري، اين ميزان از ايمان به افقهاي روشن است كه او را به خالق بي چون و چراي ” مي توان و بايد” تبديل كرده است. اين چيزي است كه مريم رجوي طي ساليان صدها بار آن را به اثبات رسانده و با رويكردهاي خودش مهركرده است. شايد تحت تأثير همين معناست كه
آنا پيچوليني از ايتاليا درهفته نامه « پائزهدونه « كاريسماي بارز و قاطعيت درخشان مريم رجوي را با ژاندارك مقايسه كرده مي نويسد:
« دركلام مريم رجوي آنچه بيش از هر چيز مخاطب را تحت تأثير قرار ميدهد، ارادهٌ قاطع اوست».
آري در فرهنگ لغات مريم كلمه ”نمي توان” ، ”نشدن ” و ” نتوانستن ” اساسا وجود ندارد. واين همان چيزي است كه گفته معروف گاندي را به خاطر مي آورد: « درفرهنگ انسان جوياي حقيقت چيزي به نام ”عدم موفقيت ” وجود ندارد ». واقعيت اين است كه آبشخور فلسفي اين سخن چيزي جز ايمان گاندي به پيروزي ”حقيقت ” نبوده و درمورد مريم رجوي، بايد گفت ايمان او به پيروزي آرمانهايش مثل صخره ايست كه امواج انكار ونا باوري هرچند هم قوي برسينه اش بكوبند، هرگز تزلزلي درآن ايجاد نمي كند
مريم رجوي با چنان قدرت و اعتبار معنوي حرف ميزند كه من هرگز مشابه آن را در سياست اروپا تجربه نكردهام. قدرت و نيروي وي از درون مايه ميگيرد. شور و احساس، ذكاوت، هوشياري و منش طبيعيش مرا عميقاً تحت تأثير قرار ميدهد-گابي گلايشمن، رئيس انجمن قلم سوئد و فرستاده روزنامهٌ اكسپرسن ـ 1994».
درپارلمان اروپا هم زيادندكساني چون پروفسور ويتاتاس لندبرگيس، رئيسجمهور سابق و نمايندة لیتوانی در پارلمان اروپا كه پس از سخنان خانم رجوي بپا ميخيزد و ضمن فراخوان به بسيج همه امكانات براي حمايت از مقاومت تحت رهبري او مي گويد« من تحت تأثيرشجاعت شما خانم رجوي قرارگرفتم».
آري آري مريم دراستواريش برحقانيت گفته هايش تا آنجا پيش مي رود كه سرانجام پردهها را كنار مي زند و واقعيت عريان را به مدعيان يا حتي دوستان ناباور نشان مي دهد.« مريم رجوي رهبر بيبديل اپوزيسيون ايران ، او كسي است كه مخاطبش را قانع ميكند و اثر بيان حقيقت را در ذهنها برجا ميگذارد- روزنامه برگن تيدنده (چاپ نروژ) 1995».
او از هوش و درايت فوقالعادهيي برخوردار است و درمديريت نيرومندش شيوههاي نوين را به كار مي گيرد. اعتقادش به واقع بيني و واقع گرايي عميق است و به همين جهت دائما به كشف قانونمنديهاي جديد نائل مي شود. مديريتش بر پايه هاي علمي و تجربي استوار است. درطراحي پروژه ها همواره بر استفاده از تكنولوژي برتر تمركز مي كند و آنچه شگفت انگيز مي نمايد، تلاش او براي كاربرد تكنيك برتر حتي در مسايل معنوي، تشكيلاتي و ايدئولوژيكي است. يكي از موفقيتهاي درخشان او توانمنديش در تئوريزه كردن موضوعات ايدئولوژيكي و انسانشناسانه در قالب آموزشهاي ساده و پراتيك براي سطوح مختلف زنان و مردان مقاومت است. به همانگونه كه دستاوردهاي نو درمديريت، ارتباطات، تبليغات، سيستمهاي پشتيباني و غيره عموما بر اثر تلاشهاي پيگير او به ثمر رسيده است. ولي بيگمان بزرگترين راهگشايي فلسفي- انسانشناسانه مريم رجوي كه قطعا جايگاه آكادميك آن در جامعه شناسي قرن بيست ويكم گشوده خواهد شد،
دكترين وي در باره انسان و فلسفه شورانگيز حيات اجتماعي اوست كه در بحث ”دو دستگاه درون كوك و برون كوك” تئوريزه و تبيين نموده است. اين همان تئوري انسانشناسانه ايست كه راهنماي عمل انقلاب دروني مجاهدين بوده و آنان ماندگاري جنبش خود و ديناميزم مبارزه سهمگين عليه فاشيزم مذهبي حاكم برميهنشان را مرهون آن مي دانند. هم چنان كه نظريات كارشناسانه وي در باره اسلام بردبار و دموكراتيك درنقطه مقابل پديده شوم بنيادگرايي، براي اولين بار در جهان اسلام بدين شكل بديع، جامع و روشن و مبتني بر مباني فقهي و قرآني تبيين و تئوريزه شده است « رئيسجمهور برگزيدهٌ مقاومت ايران انقلابيترين متفكر و مصلح اسلامي در دنياي معاصر است. زني متعهد كه ميتواند با رسواكردن بنيادگرايان اسلامي مارتين لوتر اسلامي شود. انقلاب دموكراتيك اسلامي مريم رجوي هم ممكن است دلهاي مسلمانهايي را كه بنيادگرايان مذهبي جريحهدارشان كرده، بربايد و دوران بنيادگرايي را به عصر روشنگري تبديل كند-
گادفري جنسن- نشريهٌ ديكنهرالد- چاپ هند- 1996».
دراين باره به سخن آمده ميگويد:
«اين رهبر كاريسماتيك مسلمان مدرن كه جلوه هاي شورانگيز اسلام را با تئوري و عمل خودش ترويج مي كند، بدون شك سلاح استراتژيك درقلب آخوندهاي حاكم برتهران و آنتي تز بي همتاي پديده شوم بنيادگرايي است»
250 نماينده پارلمان اروپا هم يك صدا در بيانيه خود مريم رجوي را «بهترين پاسخ به پديده شوم بنيادگرايي به مثابه تهديد جديد جهاني» دانسته ومي افزايند « ما معتقديم كه حمايت از مريم رجوي، رئيسجمهور برگزيدهٌ شوراي ملي مقاومت ايران، كه بهعنوان سمبل وحدت، مورد حمايت اكثريت مردم ايران است، بهبرقراري دموكراسي در ايران و صلح و ثبات در منطقه كمك ميكند».
اگر از راهگشايي بزرگ فلسفي –انسانشناسانه مريم رجوي نام مي بريم، اين صرفا محصول يك كار تئوريك نيست، بلكه قبل از هرچيز نظريه ايست كه وي با پيشتازي شجاعانه خود و با پرداخت تمام عيار بهاي آن، وسيله اثبات و تحققش را فراهم كرده است. مريم با انقلاب و فداكاري عظيم سال 1364 و جنبش تكميلي آن در سال 1368، يك سقف نوين فلسفي- ايدئولوژيكي را برافراشت و پرچم آزادي و رهايي زنان و مردان را درجنبش مقاومت به اهتزاز درآورد. مجاهدين درهمان سال، انقلاب مريم را فراتر از حماسه ناميدند چرا كه او با پذيرش همه نوع برچسب و اتهام، تماميت زندگي عاطفي، فردي و خانوادگي خود را بي هيچ چشمداشتي وقف رهايي وآزادي مردمش كرد. او مي خواست زنان ومردان پيشتاز مقاومت را با سرچشمه اصلي ”رهايي” و موتور محركه ”آزادي” پيوند دهد و اين كار را كرد.
انقلاب مريم سلسله تحولات عظيمي را درتمامي زمينه ها در درون مقاومت ايران دامن زد. ولي اگر بخواهيم بر بزرگترين دستاورد انقلاب او انگشت بگذاريم ، بدون شك ساختن نسلي نوين از زنان و مردان است كه الگوي جامعه نوين و بقول خانم آنه لند، ”جامعه فاضله” وي را تشكيل مي دهند.چيزي كه اكنون بسياري از نويسندگان و شخصيتهايي كه از شهر اشرف و زنان و مردان ساكن آن بازديد كرده اند، از آن به عنوان ”مدينه فاضله” ، ”مأمن زيبا” ،، ”شهر فلسفي”، و ”سرزمين افسانهيي”، ياد ميكنند. اشتباه نشود، اين زنان ومردان، انسانهاي نمونه و نخبه يا گروهي اندك و برگزيده نيستند. عظمت انقلاب مريم درآنجاست كه نسلي عام از زنان و مردان ازگروههاي مختلف اجتماعي، از دانش آموز تا پروفسور عاليرتبه، از شهري تا روستايي ، از فقير تا ثروتمند، از ترك و لر و فارس تا كرد و تركمن و بلوچ و عرب و از جوان تا پير و مجرد تا مزدوج و دريك كلام نسلي از همان انسانهاي مبارز معمولي را ساخته و پرداخته و دگرگون ساخته و بخصوص نسلي از زنان را ساخته كه درجامعه آخوندي هيچ چيزجز يك كنيز و برده و انسان درجه دوم، به حساب نمي آمدند و سرنوشتي جز له شدن ، اسارت و توسري خوردن نداشتند، اما اكنون آنها هركدام فرمانده و سرداري هستند؛ ”راهبر و راهگشاي طريق آزادي” براي مردم خود.بي جهت نيست كه روزنامه العرب او را رهبر انقلابي ميداند با دو تصوير” رهاشدن از رژيم كنوني و آزادي براي زن ايراني».
راستي بي دليل نيست دردنياي پراگماتيك و شرم آوري كه براي ساليان سال، سياست مماشات با ديكتاتوري فاشيستي آخوندي و ناديده انگاشتن حقوق مسلم اپوزيسيون دموكراتيك اين رژيم به فرهنگ رايج بسياري از حكومتهاي غربي تبديل شده، شخصيتهاي سياسي برجسته اي برحقانيت و نقش رهبري مريم انگشت گذاشته و با تمام قوا به حمايت از اين جنبش برميخيزند.
تام تانكردو، نمايندة كنگرة آمريكا ميگويد: «من تحتتأثير جنبش حقيقي ايران براي دموكراسي و برابري هستم كه توسط يك زن دموكراتيك مسلمان، خانم مريم رجوي، رهبري ميشود.…آمريكا بايد با تكيه به ارادة مردم ايران و اپوزيسيون مشروع آنها از سياست تغيير رژيم در ايران حمايت نمايد».
آندرو مك كينلي از مجلس عوام انگستان ميگويد: « شما خانم مريم رجوي, با آرامش و شهامت توصيف ناپذير قادر بوديد كه بر نااميدي ها فائق بياييد و دشواري ها و سختي هايي كه از راه دور از وطن بر شما گذشته, چيره شويد.…»
آندره ميشل، جامعه شناس و رئيس افتخاري تحقيقات درمركز ملي تحقيقات علمي فرانسه(CNRS)با خروشي پراحساس مي گويد: « من خيلي پير هستم وگرنه اسلحه بهدست ميگرفتم و كنار خانم مريم رجوي عليه هيولاي رژيم خميني ميجنگيدم»
بالاخره پائول كاساكا رئيس مشترك گروه دوستان ايران آزاد پارلمان اروپا به هنگام ديدار هيأت نمايندگان پارلمان اروپا با خانم مريم رجوي مي گويد: « من بسيار مفتخرم كه با يكي از برجستهترين رهبران دموكراتيك در جهان امروز ملاقات ميكنم. … خانم رجوي، ما بهشدت تحت تأثير تحليلهاي دقيق و صحيح شما، از شرايط حاضر قرار گرفتهایم».
جالب است درحالي كه بسياري از شخصيتها، تحت تأثير قدرت و جاذبه رهبري او قرار گرفته اند، او خود درحال توليد رهبراني از جنس خود و دريك كلام تكثيرامثال خود است. اين يكي از دهها وصدها ارزش نوين و دستاورد خلق شده توسط او و انقلاب اوست كه افقهاي بسا شورانگيزي را درآينده نويد ميدهد. تازه ترين الگو و نمونه اين رهبران، ”مژگان پارسايي” جانشين مريم در شهر پايدار اشرف است. مريم درسخن روز 17 ژوئن سال گذشته خود در اور سور اواز از او به عنوان «قهرمان قهرمانان …» ياد كرد. شوراي رهبري مجاهدين بيانگر ظهور نسلي از رهبران در فرايند انقلاب مريم است . اين مدار بغايت نويني از انسانيت است كه امروزه درميان اين زنان قهرمان بصورت يك ارزش رايج درآمده است. آنها تلاش ميكنند تا زنان زيردست خود را تا آنجا بالا بكشند و ارتقا دهند كه آنها را درموضع مسئول و بالاي سرخود بنشانند و از اين دستاورد بديع لذت برده، غرق شعف و سرور گردند. آيا به راستي اين نوگلي از بالاترين شاخسار انسانيت و وديعه خدايي خلاقيت در وجود نوع بشر نيست؟!
اگر چنين است ما هم نقدا گشت و گذار بر ساحل اين دريا را با اين گفته خبرنگار روزنامه اردني الدستوربه پايان مي بريم :
« پس سلام بر تو اي مريم در هر كجا كه هماكنون در آن هستي، زيرا تو سمبل برجستهٌ زني هستي كه عليه جهل و واپسگرايي و تبعيض مبارزه ميكند. تو برضد هر نوع سركوب و تبعيضي كه زنان با آن دستبهگريبانند».