ایران، این میهن مهرو روشنی، از قدیم سرزمین پیروزی نور بر ظلمت بوده. آیا هنوز هم این دو نماد با هم در نبردند؟
مقاومت ایران می‌گوید آری! در این زیباترین وطن، نماد نور و ظلمت سخت با هم در نبردند. مقاومت ایران در برابر ظلمت آخوندهای خمینی، از نوری صحبت به‌میان می‌آورد.
در ايران زمين آوای آشنایی به‌گوش می‌رسد:
«هدف ما ، تضمین آزادی و دموكراسی به‌هر قیمت است، حتی به‌بهای فدای موجودیت‌مان! ما به‌جانب فدیه‌ها و محنت‌های بزرگ شتافته‌ایم، تا آزادی و خوش‌بختی نصیب ملت ایران شود. ما از همه چیز دست شسته‌ایم، تا همه چیز برای ملت ایران به‌دست آید و چنین خواهد شد! پس به‌فتح و آزادی مردم ایران باید یقین كرد، شب استبداد و ستم بیش از این نمی‌پاید، روز ما برمی‌دمد، آزادی پیروز می‌شود! »‌.
این صدای مریم رجوی است؛ همان كه به‌گفته حوا ابراهیم «با قلبش صحبت می‌كندو از یك پیام بسیار قوی صحبت می‌ كند، نه فقط برای مردم ایران بلكه برای انسانیت و برای شرافت انسانی و آزادی » و آنه لند از دانمارك او را ”مظهر عشق و زیبایی و امید به‌فردایی روشن ” می‌خواند.. پرتیراژترین روزنامه كشورهای اسكاندیناوی؛ اكسپرسن هم می‌نویسد: « در سراسر ایران به‌این زن امید بسته‌اند. وی دشمن شماره یك رژیم آیت‌الله‌هاست. یك ژاندارك مسلمان مُدرن، یك مظهر روشنی و نور كه مبارزه علیه عناصر سیاه و تاریك در تهران را رهبری می‌كند».
آری این چهره و این ندای رهایی از سرزمینی برخاسته كه زنان در آن توسط آخوندها به‌انتهایی‌ترین زاویه‌ها از نظر حقوق اجتماعی رانده شده‌اند.!
در مجلس آخوندی تنها چند زن عضویت دارند كه از خود آخوندها مواضعشان در نفی حقوق زن شدیدتر است.
«روزانه 54 دختر 16 تا 25 ساله‌‌‌‌‌‌‌ ایرانی در کراچی خرید و فروش می‌شوند. تعداد دختران فراری در کشور دست کم به‌300‌هزار نفر می‌رسد. و قریب 86 درصد دختران که برای نخستین بار فرار می‌کنند مورد سوء استفاده جنسی قرار می‌گیرند.
نسبت خودکشی در ایران در مقایسه با تمام کشورهای جهان در بالاترین حد قرار دارد. سالآنه هفت‌هزار نفر خودکشی می‌کنند که بیشترشان زن هستند» - ایلنا 12 اسفند 1383
با اتكا به‌آمارمنتشره، می‌توان گفت كه در همه‌‌‌‌‌‌‌ زمینه‌های جدی اجتماعی، سیاسی، حقوقی، زنان پس رانده شده‌اند.


اما در مقاومت ایران صحنه دیگری هم مشاهده می‌شود:
یك زن كه شایستگی های مبارزاتی اش را به‌اثبات رسانده، به‌عنوان مسئول اول مجاهدین معرفی می‌شود. زنی رها كه از كوران آزمایشات سنگین ایدئولوژیكی عبور كرده و می‌رود تا همراه خود، نسلی از زنان و مردان رها را تربیت كند و از قید و بندها و غل و زنجیرهای برده ساز و استثماری برهاند.
4 سال بعد نوبت به‌فراز دیگری می‌رسد. درشهریور ماه سال 1372، شورای ملی مقاومت به‌اتفاق آرا مریم رجوی را به‌عنوان رییس‌جمهور مقاومت در دوران انتقال، بر می‌گزیند اما زمان اعلام این مصوبه را بر عهده مسئول شورا می‌گذارد. و سرانجام در 30 مهر ماه همانسال، صدای مسعود بر روی امواج رادیو- تلویزیون و وایرها منعكس می‌گردد:
« مقام ریاست جمهوری دموكراتیك اسلامی ایران بر عهده خانم مریم رجوی خواهد بود».
این مصوبه ایست كه شورای ملی مقاومت به‌اتفاق آرا به‌تصویب رسانده است. و مسئول شورا ضمن اعلام این مصوبه، می‌افزاید:.« این یك انتخاب اصلح تاریخی از سوی مقاومت كبیرملی و میهنی برای سعادت ملت ایران است.‌انتخابی ظفرنمون و بس خجسته و پر میمنت كه سرنگونی دشمن ضدبشری را تسریع، ارواح طیبه شهیدان را شاد، چشمها و دلهای رزم‌آوران را روشن، و آزادی و آبادی ایران فردا را تضمین می‌كند.‌ بر مردم و تاریخ ایران، بر سرزمین شیروخورشید، بر مقاومت ایران و بر ارتش آزادی گرامی و فرخنده و مبارك باد.».
به زودی در ”شب همبستگی”، در تالار كنگره‌های پاریس:
اولین حضور رییس‌جمهور برگزیده‌‌‌‌‌‌‌ مقاومت، در میان ایرانیان خارج از كشور است، جایی كه آنها می‌توانستند دور از چتر اختناق رژیم آخوندی، سخنی از آزادی بشنوند.. درآنجا مریم رجوی با استقبالی پانزده هزار نفره از طرف ایرانیان روبرو شد.
سال بعد در دورتموند آلمان، ایرانیانی كه در اجتماعی بزرگتر از سال پیش، به‌سخنان مریم رجوی گوش می‌دادند، توانستند فهرست بلندی از آرمان‌های مقاومت ایران را از زبان او بشنوند. فهرستی از حقوق سلب‌شده‌شان توسط رژیم آخوندی:
1ـ در ایران فردا، عقیده و بیان و قلم و مطبوعات كاملاًً آزاد و هرگونه سانسور و تفتیش عقاید ممنوع است.
2ـ در ایران فردا، احزاب، اجتماعات و جمعیتهای سیاسی و اتحادیه‌ها، انجمنها، شوراها و سندیكاهاكاملاًً آزادند و این آزادی تا مرز قیام مسلحانه علیه نظام مشروع و قانونی كشور، هیچ محدودیت اصولی ندارد.
3ـ در ایران فردا، انتخاب و آرای عمومی، اساس مشروعیت نظام كشور است و هیچ قانونی كه ناشی از مرجع قانونگذاری منتخب كشور نباشد، رسمیت و اعتبار ندارد.
4ـ در ایران فردا، امنیت قضایی و شغلی تمام آحاد مردم و حقوق فردی و اجتماعی مصرّح در اعلامیه‌ جهانی حقوق‌بشر تضمین می‌شود.
5ـ در ایران فردا، همه ارگانهای سركوبگر به‌جامانده از رژیم خمینی و همه محاكم و دادگاههای فوق‌العاده منحل‌می‌شود.
6ـ در ایران فردا، زنان از حقوق اجتماعی و سیاسی و فرهنگی كاملاًً مساوی با مردان برخوردارند كه از‌جمله حقوق تصریح شده در زیر را شامل می‌شود:
ـ انتخاب كردن و انتخاب شدن در تمامی گزینشها و انتخابات و حق رأی در تمام همه‌پرسیها،
ـ اشتغال و انتخاب آزادانه شغل و حق تصدی هر مقام و منصب و شغل عمومی و دولتی و قضاوت در تمام مراجع دادرسی،
ـ فعالیت سیاسی و اجتماعی آزادانه، رفت و آمد و مسافرت بدون اجازه دیگری،
ـ آزادی كامل در گزینش همسر و ازدواج و حق متساوی طلاق و ممنوعیت تعدد زوجات،
ـ انتخاب آزادانه لباس و پوشش،
ـ استفاده بدون تبعیض از كلیه امكانات آموزشی، تحصیلی، ورزشی و هنری و حق شركت در تمام مسابقات ورزشی و فعالیتهای هنری.
7ـ در ایران فردا، همه امتیازهای جنسی، قومی و عقیدتی لغو می‌شود
8ـ 9ـ 10‌ـ 11‌ـ 12‌ـ 13ـ 14ـ 15ـ 16ـ
و سال بعد در لندن، اجتماع 25 هزار نفری ایرانیان، در سالن ارلزكورت، رنجها و خروش زنان سركوب شده‌‌‌‌‌‌‌ ایران را در صدای او شنیدند:
« آخوندهای زن‌ستیز و ضدبشر كمر به‌نابودی حقوق و آزادیهای زنان بسته‌اند و حیثیت انسانی آنها را لگدمال می‌كنند، تا از این طریق پایه حكومت استبدادی خود را محكم كنند. اما باید خطاب به‌این آخوندها و مرتجعان بگویم، سخت در اشتباهید، شما هر چه از تحقیر و ستم و سركوب و شكنجه و كشتار كه در چنته داشتید، علیه زن ایرانی به‌كار گرفتید، اما مطمئن باشید كه ضربه مهلك را از همان‌جایی خواهید خورد كه اصلاً به‌حسابش نمی‌آورید، و ماهیت ارتجاعیتان اجازه نمی‌دهد كه ‌‌آن‌را‌ به‌حساب آورید؛ مطمئن باشید كه به‌دست همین زنان آگاه و آزاد و رها بساط ستم شما در همه‌جا برچیده خواهد شدآری، سركوب‌شدگانِ امروز، فاتحان فردایند. صدای آنان تا جاودان طنین خواهد داشت».
راستی تیزی این تیغه‌های نور، چه چیزی را می‌شكافت كه رژیم بی‌خمینی شدهٴ آخوندها را كه دو سرداشت، برای گریز از فروپاشی، به‌یك رژیم سه سره تبدیل كرد؟.
اگر برای اولین بار در عمر رژیم آخوندی، صحبت از اصلاحگری به‌میان می‌آید؛ این‌را باید یكی از تاثیرات مریم رجوی دانست.
اما به‌رغم مانور خاتمی در مقابله با این استقبال ایرانیان از مقاومت ایران، به‌جای جرعه‌‌‌‌‌‌‌ حیات، به‌جام زهری برای رژیم تبدیل شد و به‌طوری كه در نهایت، رژیم آخوندی مجبور به‌انقباض و یكپایه كردن خود شد و بیشتر از گذشته به‌تروریزم و بحران‌آفرینی رو آورد.. هم‌چنان كه خاتمی هم ناگزیر دستش را رو كرد و ماهیت خمینی صفت خود را كه با فرمان سركوب دانشجویان رو كرده بود دركلام هم بارز نمود آنجا كه خطاب به‌دانشجویانی كه او را احاطه كرده و مورد انتقاد قرار داده بودند پرخاش كرد كه اگر شما مردم هستید ما دشمن مردم هستیم.
بله نبرد نور و ظلمت در سرزمین ما هم‌چنان با حدت و شدت ادامه یافت. و اما در تمامی این صحنه‌ها آخوندها همیشه از مریم رجوی عقب بود‌ه‌اند. چرا‌كه این صدای رییس‌جمهور برگزیده‌ی مقاومت بود كه درتمامی صحنه‌ها به‌گوش می‌رسید:
« ما وظیفه داریم كه امید به‌فردایی روشن و شكوفا را درمردم زنده كنیم و این تنها با برقراری آزادیهای اساسی میسر می‌شود».
چهره‌های سیاسی مترقی جهان، كشیشان كلیساها، پیران دهری چون آبه‌‌پیرها، اسقف‌های مسیحی، و امامان مساجد مسلمانان در فرانسه و نقاط دیگر، یك به‌یك به‌ملاقات این زن شتافته و می‌شتابند. و از زبان او پیامهای وحدت و دوستی و صلح و همزیستی و همبستگی را می‌شنوند.
لرد اریك ایوبری، نایب رئیس گروه حقوق‌بشر پارلمان انگلستان، ارلزكورت می‌گوید:
« هركس با خانم رجوی ملاقات كرده یا به‌سخنان او گوش كرده باشد، شكی ندارد كه وی به‌خاطر كیفیت رهبری و تعهد شخصیش به‌دموكراسی و حقوق‌بشر به‌این مرتبه رسیده است».
دریای جوانان سركوبی‌شدهٴ ایران، كه خمینی آنها را به‌تنور جنگ ریخت، و پیروان او نیز آنها را به‌دار وشلاق كشیده‌و می‌كشند، به‌یقین به‌مریم رجوی به‌مثابه‌ی امیدی نو می‌نگرند:
«در شما دریایی از توانایی و خلاقیت نهفته است و قادرید كارهای بزرگـی برای آزادی مردم و كشورتان انجام دهید.»
از سخنان مریم رجوی در دیدار با جوانان
بله! رژیم آخوندها اینك موجودیت خود را از سوی دو ارتش در خطر می‌بیند، یك ارتش آزادیبخش ملی ایران، كه بقای خود را مرهون انقلاب مریم رجویست و دیگری، ارتش معنوی از پیامهای روشنی بخش و احیا كنندهٴ مریم رجوی.
زنان ایران، بخوبی محتوای اندیشه و پاسخ فرهنگی، تاریخی و ایدئولوژیك مریم رجوی را، كه پیامی است مبنی بر رهایی زن و اعاده حقوق او بخوبی دریافت می‌كنند.
خرداد75 سخنرانی رییس‌جمهور برگزیده‌‌‌‌‌‌‌ مقاومت دریك گردهمایی باشركت نـمایندگان بیش از 80 انجمن زنان در انگلستان:
« سؤال اصلی این است كه بزرگترین درد و بزرگترین محرومیت زنان، كه به‌طور طبیعی بقیه مشكلات آنها را هم تحت‌الشعاع قرار داده، چیست‌؟
به نظر من این مشكل چیزی جز محرومیت زنان از شركت در تصمیم‌گیری در قدرت سیاسی، در اعمال اراده و انتخاب و در هدایت و رهبری اجتماعی نیست.»
گویی كه امروز از ایران، در روزگار كینه و خون و اشك و قساوت، و از میان هیاهو و نعره جلادان و ناله و التماس قربانیان، ترنم آوایی دیگر گونه به‌گوش می‌رسد، آوایی كه از تارهای عمیق ترین عواطف انسانی بلند می‌شود.
«به‌رغم همه فشارها، ما در پی آن هستیم كه به‌جای این فاشیسم مذهبی، یك جمهوری مبتنی بر جدایی دین از دولت ایجاد كنیم. یك جامعه كثرت‌گرا، جامعه‌یی براساس احترام به‌حقوق‌بشر. ما در پی تحقق یك دموكراسی واقعی هستیم كه به‌اثبات رسیده، لازمه آن مشاركت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی جامعه است».
یك ارتش آزادیبخش، پایداری خود را مرهون انقلاب او می‌داند و یك جبهه‌‌‌‌‌‌‌ مقاومت سیاسی، او را به‌عنوان نماد وحدت ملی ایران انتخاب و معرفی می‌كند
یكی از مردان فرمانده ارشد در ارتش آزادیبخش احساس و باور خودش را به‌عنوان یك مرد درارتش كه نقش زنان درآن بسیار برجسته است می‌گوید: «درپروسه زرهی شدن ارتش، ماشاهد ورود خواهران برای تسلط به‌جنگ افزارهای سنگین بودیم‌. پیش ازاین پذیرفته و یا باور كرده بودیم كه خواهرانمان درعملیات پیاده شركت كرده، مأموریتهایشان را انجام داده وتضادهای ‌‌آن‌را‌ حل كرده‌اند. ولی عملیات پیاده كجا وعملیات ارتش زرهی كجا‌؟! آن‌هم یگانهای زرهی كه مأموریتشان درآینده پرش به‌عمق استراتژیكی دشمن است. خوب این دو دنیای مختلف با تضادهای كیفا متفاوت است.لذا دراینجا دیگر اذهان ما باور نداشت كه خواهران هم بتوانند وارد دستگاه زرهی بشوند و به‌این جنگ افزارها مسلط گردند. ضمن این‌كه این واقعیت هم وجود داشت كه جنگ افزاری مثل تانك اصولا برای مردها و آن‌هم مردانی با توانایی جسمی قابل قبول ساخته شده است‌.حتی درمیان خود مردان هم چه بسا افراد ضعیف نتوانند آنطور كه باید به‌این جنگ افزار مسلط شوند‌. حال چطور ممكن است خواهران ما بتوانند با این جنگ افزارها یا با توپخانه سنگین یا حتی نفر برهای زرهی كاركنند، راننده تانك بشوند، توپچی بشوند، فشنگ گذار تانك بشون
د؟! حتی گاه به‌ذهنمان میزد كه شاید بتوانند فرمانده تانك بشوند ولی نه فشنگ گذار یا اینهاهمه تضادهایی بود كه به‌ذهنمان می‌رسید. این‌كه یك خواهر فرمانده چگونه می‌خواهد یك یكان تانك را ـ خواه یك گروهان یا گردان ـ را با همه مسایلی كه درپیش است، هدایت كند‌؟! اینها همه مشكلاتی بود كه برسر راه دیده می‌شد‌. ولی یك اراده پولادین، یك اراده سترگ پشت این قضیه بود كه می‌گفت می‌شود و كار را پیش می‌برد؛ آن‌هم اراده‌ی‌خود خواهر مریم بود. وبعداز او خواهران فرمانده مان بودند كه با تمام قوا وبا تمام ایمانشان برای پیشبرد این خط كار می‌كردند‌. اینها همه تضادها و مشكلات بود ولی برای همه اینها راه‌حلهایی وجود داشت و ما كه ‌‌آن‌را‌ه حلها را نمی‌دیدیم، به‌این رسیدیم كه ریشه ناباوریهایمان یكسری عناصر كهنه و تاریخی درذهنهای خود ماست. یعنی مشكل قبل از این‌كه مشكل تكنیكی باشد، ناباوریها قبل از این‌كه ریشه در مشكلات اجرایی داشته باشد، ریشه‌اش در یك اندیشه كهنه تاریخی است كه خیال می‌كند آنهاچون زن اند نمی‌توانند چنین مسئولیتهایی به‌عهده بگیرند».‌
یكی از زنان فرمانده ارشد هم این واقعیت را با این جمله تأیید می‌كند كه:
« بله دیوار همهٴ باورها به‌غیرممكن با خواهر مریم در ذهن همهٴ زنها فروریخت»
و دیگری اضافه می‌كند:
« یك نسل نو از زنان ایران، با انقلاب او وارد همه‌‌‌‌‌‌‌ كارهای ناشدنی شدند».
بله زندگی ومبارزه‌‌‌‌‌‌‌ مریم، مبارزه‌‌‌‌‌‌‌ یك نسل است. چون او نماد یك نسل است. در شناسنامه‌‌‌‌‌‌‌ او، مشخصات یك وجود تاریخی را باید خواند به‌بیان مشروح‌تر، شناخت مریم رجوی، با شرح توانمندی‌ها و استعدادهای فردی ایشان میسر نمی‌شود. و خطا هم هست كه او را به‌عنوان زنی با توانمندیهای خارق‌ العاده، معرفی كنیم. مریم رجوی، نمادی از یك حضور تاریخی زنان در میهن ماست. كه سرمنشأ رهایی زنان و به‌تبع آن رهایی مردان شده است.
از سالهای چهل به‌بعد ورود زنان به‌دانشگاههای ایران گسترش یافت. تا آن زمان، در تاریخچهٴ مبارزات زنان، تك نمودهایی از‌جمله در تاریخ مشروطه از حضور قهرمانانه‌‌‌‌‌‌‌ زنان وجود داشت. اما با بن‌بست شكنی مبارزه توسط مجاهدین و سایر پیشتازان مبارزه،، به‌تدریج تك اختران یك به‌یك سوسو زدند.
دانشگاه صنعتی شریف، جایی كه مریم رجوی در آن به‌تحصیل متالوژی پرداخت، هم‌چون همه‌‌‌‌‌‌‌ دانشگاه‌های دیگر، یك مركز تغذیه‌‌‌‌‌‌‌ انقلابیون پیشتاز بود. جایی كه جوانه‌های فكر آزادی میهن، زمینه‌‌‌‌‌‌‌ رشد پیدا می‌كرد.
این سردر و محوطه دانشگاه صنعتی شریف، در خاطره‌‌‌‌‌‌‌ نسلی كه در دههٴ پنجاه، جوان محسوب می‌شدند، كلاسهای درس تبیین جهان مسعود رجوی را كه با ده هزار مستمع در آن برگزار می‌شد، به‌خاطر می‌آورد. مریم رجوی در سالهای پیش از انقلاب ضدسلطنتی در همین دانشگاه، فعالیت‌های سیاسی خود را آغاز كرد.
واقعیت این است كه وقتی دیكتاتوری در كشوری هست، هیچ چیز سرجای خودش قرار نمی‌گیرد. همان‌طور كه نهرو درس وكالت خواند اما در دفتر كارش برای كسی وكالت نكرد، بلكه به‌استیفای حقوق ملتش پرداخت. گاندی هم حقوق خواند. اما قاضی نشد، بلكه به‌استقلال هند پرداخت؛ مهندس متالوژی دانشگاه صنعتی شریف هم به‌مهندس یك انقلاب ایدئولوژیك، و به‌معمار یك جبههٴ مقاومت در برابر بنیادگرایی تبدیل شد.
« مریم رجوی انقلابی‌ترین متفكر و مصلح مسلمان در دنیای معاصر است. انقلاب دموكراتیك اسلامی مریم (رجوی) ممكن است دلهای مسلمانهایی را كه بنیادگرایان مذهبی جریحه‌دارشان كرده است، برباید و دوران بنیادگرایی را به‌عصر روشنگری تبدیل كند
- گادفری جنسن، محقق و نویسنده با‌سابقه امور خاورمیانه».
خود مریم رجوی هم امروز به‌اولویت این مهندسی اشاره می‌كند:
« ما برآنیم كه دلهای خسته، جامعه بلا دیده و كشور مجروح از كینه و یأس و انتقام جویی را با گذشت و محبت و اعتماد، التیام بخشیم-
از سخنرانی مریم رجوی در 17 ژوئن 2005».

او درمصاحبه اش با یك روزنامه سوئدی می‌افزاید :
«در كانون مسائلی كه مورد علاقه من بود، حقوق و آزادی های انسانی قرار داشت ».
مجاهدین خلق، شركت زنان جامعه‌‌‌‌‌‌‌ ایران به‌صحنهٴ مبارزه و انقلاب را تسریع كردند.
در انقلاب 57 ایران، نیمی از فریادهایی كه دیوار دیكتاتوری شاه را فروریختند، فریادهای زنان بود.
در سال 1359، مردم تهران، بر 250 هزار برگه‌‌‌‌‌‌‌ رأی خود نام مریم را نوشتند. و البته اگر تقلبات گسترده‌‌‌‌‌‌‌ عوامل خمینی در انتخابات مجلس را در نظر بگیریم، این میزان رأی بسا بیشتر از 250 هزار بود.
اما خمینی بر همه‌‌‌‌‌‌‌ آن برگه‌ها خط قرمز كشید. خطی كه در یك مرحله بعد، وقتی نقاب از چهره‌اش برداشته شد، با همان رنگ قرمز توسط شلاق، بر گرده‌ها وپاهای نسل مریم رسم شد. و راستی در میان رود خروشان خونها و آسمان پرستاره چشمها و دهانهای به‌خون تپیده، دوچشم، از آن خواهركوچكتر مریم یعنی معصومه است. معصومه از قهرمانان مقاومت درزیر شكنجه‌های وحشیانه بود. این قهرمان جوان را دژخیمان خمینی درحالی‌كه باردار بود به‌جوخه‌های تیرباران سپردند.
اما اگر سركوبگری خمینی حیرت‌انگیز است، یك پدیده‌‌‌‌‌‌‌ حیرت‌انگیزتر، مقاومت نسلی است كه به‌میدان مقاومت در برابر او شتافته.
تمامی مردان این مقاومت تأیید می‌كنند كه زنان مجاهد شگفت انگیز ترین مقاومت ‌ها را در برابر این رژیم جلاد آفریدند.
شاید درست تر‌از همه این باشد كه بگوییم هرچه تا پیش از سال 1364 رخ داد، مقدمات و شرایطی بود تا مریم، قلهٴ بلند انقلاب را فتح كند و خود منشأ یك انقلاب ایدئولوژیك در مجاهدین بشود.
انقلاب ایدئولوژیك، تحولی انقلابی در‌خدمت سرنگونی دشمن مردم ایران بود و دستاوردهای والای انسانی و آرمانی داشت. آن انقلاب راز و رمز پایداری و بقای رشد‌یابنده مجاهدین شد و آنها را در آزمایش تاریخی نبرد با رژیم خمینی تضمین كرده.انقلاب مریم كیفیتها را ارتقا داد، انرژیها را آزاد كرد، سرعتها را افزایش داده و راهها را كوتاه كرده است.
این یكی از ثمرات انقلاب مریم بود.كه زنان تمامی پهنه‌های كار مردانه را در می‌نوردند. بدون آن انقلاب ایدئولوژیك، تشكیل یك ارتش آزادیبخش مختلط كه در آن مرد وزن بتوانند، با بیشترین انرژی خود به‌مبارزه بپردازند، غیر ممكن بود.
این كد را بسیاری از زنان مجاهد خلق به‌زبانهای مختلف گفته اند كه :
« وقتی در سال 68، مریم رجوی مسئول اول سازمان شد، همه‌‌‌‌‌‌‌ تردیدهای من، نسبت به‌ناتوانی و ضعف جسمی و ضعف روحیم دود شد. دیدم یك زن می‌تواند در رأس بزرگترین سازمان مبارز تاریخ ایران قرار بگیرد! دیگر چه چیز برای باور كردن به‌توان درون خودم كم بود»؟
در سالهای بعد، این باور بزرگ و بزرگتر ‌شد. در پلهٴ اول، مریم بزودی شكفتگی توان زنان را در یك شورای رهبری تماما تشكیل شده از زنان در رهبری مجاهدین مشاهده كرد. اكنون او و انقلاب او نه فقط یك نسل رویان و جدید از زنان و به‌تبع آن مردان رها را آفریده بود بلكه نسلی از رهبران را تقدیم جنبش آزادیخواهانه مردم ایران نمود.
این قله، هنوز آخرین قله‌ای نیست كه مریم با شعار می‌توان و باید فتح كرد. در سالهای بعد، باور به‌شعار او، و دامنه‌‌‌‌‌‌‌ وسیعتری از چهارچوب مجاهدین پیدا می‌كرد. آنجا كه مسعود رجوی پس از مشاهده رأی گیری و گزینش شورای رهبری مجاهدین توسط همان زنان و مردان مجاهد گفت:
«وقتی كه نهایتاً شما تصویب كردید بال و پر گشودن سیمرغ را و با شور و استقبال زیاد كف می‌زدید، یك بار دیگرمن صدای در هم شكستن استخونهای خمینی را و آتش گرفتن رگ و ریشه‌اش را ديدم و شنیدم. شما چطور؟ آیا شما هم شنیدید؟».

اكنون بخوبی روشن است كه اگر توطئه‌‌‌‌‌‌‌ هفده ژوئن، توسط آخوندها علیه مریم رجوی هدایت می‌شود، هدف نجات دادن رژیم آخوندی از ندای این زن است.
بله! برای آخوندها اما دیگر خیلی دیر شده است. چراكه پیام مریم بقدر كافی به‌دلها وجانهای ایرانی نفوذ كرده است كه برای دفاع از او جانهای خویش را سپر كنند و باآتش دلهایشان، از او كه اكنون تبلور آرمان آزادی مردم ایران شده است دفاع كنند.
اینك آیا ما در پایان نبرد نورو ظلمتِ ایران امروز هستیم؟ شواهد می‌گویند كه پس از 17 ژوئن، بهار مقاومت گل داد و غنچه داد، و زمستان در حال شكستن و رفتن است.
روز چهارشنبه 14 تیرماه برابر با 5 ژوئیه 2006، مریم رجوی رییس‌جمهور برگزیده‌ی مقاومت ایران به‌دعوت رسمی سه گروه پارلمانی از پارلمان اروپا دیدار كرد. میزبانان مریم رجوی در پارلمان اروپا عبارت بودند از :
یكم: گروه حزب مردم اروپا، كه بزرگترین گروه پارلمانی و حائز 267 كرسی در پارلمان اروپاست، دوم، گروه ائتلاف چپ و سوم، گروه اتحاد ملتهای اروپا، كه طی نامه‌ه‌ی جداگانه‌یی از خانم مریم رجوی برای استماع در جلسات رسمی خود در ماه ژوئیه دعوت كرده بودند، رژیم آخوندی با بسیج همه‌‌‌‌‌‌‌ امكانات سیاسی و دیپلوماتیك خود و با تهدید و تطمیع تلاش می‌كرد تا گروه‌های پارلمانی را وادار به‌لغو این برنامه‌ها كند و مانع ورود خانم رجوی به‌پارلمان اروپا شود. اما تلاش آخوندها درجریان یك رویارویی بی‌امان سه ماهه درهم شكست و در عمل به‌ضد خود تبدیل شد. مریم رجوی وارد استراسبورك مقر پارلمان اروپا شد ومورد استقبال نایب رئیسان و اعضای برجسته این پارلمان قرار گرفت. او كه صدای مردم دردمند ایران را منعكس می‌كند دراولین سخنرانی خود گفت :
«ما از غرب نه پول می‌خواهیم و نه سلاح بلكه می‌خواهیم بین رژیم و مردم و مقاومت بی طرف باشند.
او افزود:
« من آمده ام بگویم یك راه‌حل سومی هم هست، نه جنگ و نه مماشات بلكه تغییردموكراتیك توسط مردم و مقاومت»

اما نوری كه به‌تدریج برای ایران یك سحر روشن را در چشم‌انداز افق نمایان می‌كند، یك سوگند بسیار محكم و جدی نیز در پشتوانه دارد ؛ سوگندی كه تحقق پیروزی نور و پایان دادن به‌ظلمت آسمان مردم ایران است:
« برای رساندن این امانت بزرگ ملت و تاریخ ایران، به‌تهـران، به‌پایتخت شیر و خورشید؛ یا همه‌مجاهدان و رزم‌آوران آزادی در میدان نبرد تا نفر آخر در خاك و خون خودمان می‌غلتیم و به‌شهادت می‌رسیم و یا او را پیروزمندانه به‌تهران می‌بریم – مسعود رجوی».
 
 
صفحه اولمريم نماد روشنيفعاليتهاانتشاراتسخنرانيپياممصاحبهديدارانعكاساتاطلاعيه هاديدگاه هامريم از نگاه ديگرانزنان مقاومت ايران
Copyright © 2005 - Maryam Rajavi - All rights reserved