زندگينامه شهيد بزرگ دفاع از حقوق پناهندگان مجاهد شهيد زهرا رجبي از اعضاي شوراي رهبري مجاهدين خلق ايران
خواهر مجاهد زهرا رجبي كه در سال 1336 در تهران متولد شده بود فعاليتهاي انقلابي و مبارزاتي خود را عليه ديكتاتوري شاه، از سال 56، هنگامي كه دانشجوي معماري دانشگاه ملي بود، آغاز كرد. وي پس از غصب انقلاب ضدسلطنتي به وسيله خميني دجال، رو در روي ارتجاع قرونوسطايي حاكم، به صفوف مجاهدين پيوست، و پس از 30 خرداد 60 و آغاز مقاومت انقلابي مسلحانه، با شايستگي تمام، فرماندهي يكي از پايگاههاي عملياتي مجاهدين را در اوج تهاجمات رزمندگان مجاهد به مهرهها و پاسداران و ارگانهاي ضدخلقي رژيم به عهده گرفت.
مجاهد قهرمان زهرا رجبي از سال 63 به عضويت مركزيت مجاهدين درآمد و پس از عزيمت رهبري مقاومت به جوار خاك ميهن و تأسيس ارتش آزاديبخش به نوار مرزي منتقل گرديد و به فرماندهي يكي از يگانهاي پشتيباني ارتش آزاديبخش مشغول گرديد و از اين تاريخ به بعد، شكوفائي صلاحيتها و توانمنديهاي او در پيشبرد حجم بزرگي از مسئوليتها از هر حيث چشمگير بود و پيوسته احترام و تحسين فرماندهان و كادرهاي تحت مسئوليتهاي خود را برميانگيخت.
مجاهد والامقام زهرا رجبي در فاصله سالهاي 67 تا 69، ابتدا فرماندهي يكي از لشگرهاي ارتش آزادي را به عهده داشت و سپس در موضع فرماندهي هفتم ارتش آزاديبخش در كار آموزش و آمادگي يگانهاي رزمي شركت جست.
اين شيرزن پاكباز كه پيش از اين فرماندهي يكي از تيپهاي رزمي ارتش آزاديبخش را به عهده داشت، با رشادت و كفايت تمام، جنگاوران تحت فرماندهي خود را در حماسه كبير عقيدتي و ميهني فروغ جاويدان، پيروزمندانه تا دروازه كرمانشاه به پيش برد و در نبردهاي بزرگ چهارزبر شركت نمود.
نقش برجسته او در زمره فرماندهان سختكوشي كه براي ارتقا توان رزمي ارتش آزادي و تغيير ساختار اين ارتش از يك نيروي پياده به يك نيروي زرهي، در فاصله سالهاي 67 تا 69 به مجاهدتي خستگيناپذير اهتمام ورزيدند، هرگز فراموش نخواهد شد و بيشك تلاشهاي او در نبرد نهايي ارتش آزادي در برابر رژيم آخوندي به بار خواهد نشست.
او پس از دوران انجام مسئوليتش در موضع فرمانده يك تيپ و سپس فرمانده يك لشگر از يگانهاي رزمي ارتش آزاديبخش با آغاز كار گسترده آموزشي در همه لايههاي ارتش آزادي، كه همزمان با بحران خليح فارس و شروع زندگي سنگري در ارتش آزادي بود، فرماندهي مهندسي رزمي ارتش آزاديبخش برعهده گرفت. در اين دوران نقل و انتقال يگانها، احداث سنگرها و جادهها و خاكريزها و نبردهاي تدافعي مرواريد در برابر رژيم آخوندي، به عمليات مهندسي گستردهاي نياز داشت. باز هم اين ابتكارعملها و شايستگي اين مجاهد قهرمان بود كه معضلات و مشكلات را در اين مقطع به كناري ميزد.
در سال 70 به منظور ارتقا فعاليتهاي سازمان سياسي مجاهدين در خارج كشور، به اين قسمت منتقل شد و مسئوليت دفتر مركزي آن را بر عهده گرفت.
مجاهد والامقام زهرا رجبي با عبور سرفرازانه از همه آزمايشات و مسئوليتهاي خطيرش، سرانجام در سال 72 به عنوان كانديدا و سپس عضو شوراي رهبري سازمان مجاهدين خلق ايران، انتخاب گرديد.
در سال 73 همزمان با گسترش سازمان كار رئيس جمهور برگزيده مقاومت در كشورهاي مختلف، مجاهد قهرمان زهرا رجبي به عنوان يكي از مسئولان دفاتر رئيس جمهور برگزيده مقاومت، مسئوليتها و وظايف جديدي را در راستاي گسترش همبستگي ملي و مجاهدت ميهني و حمايت از ارتش آزادي بر عهده گرفت.
در اجراي اين مسئوليت نيز، مصدر خدمات مهمي در خارج كشور و به ويژه در دفاع از حقوق پناهندگان و همچنين سازمان دادن هواداران و پشتيبانان مقاومت گرديد. آخرين مسئوليت اين شيرزن سرفراز، رسيدگي به امور پناهندگان ايراني مقيم تركيه بود، به همين منظور خواهر مجاهد زهرا رجبي در رأس هيأتي از مقاومت ايران،به تركيه عزيمت نمود و سرانجام جان و زندگانيش را بر سر دفاع از اين هموطنان ستمزده گذاشت و به حق شهيد بزرگ دفاع از حقوق پناهندگان نام گرفت.
|